جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى ( مترجم : منوچهر اميرى )

78

سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى )

همراه خود به غرفه‌اى مىبردند كه جامه‌ها در آنجا بود و به تناسب درجه و مقامى كه داشت خلعت بر تنش مىكردند . به جمعى زين و به برخى اسب مىدادند ؛ مىپندارم كه ايشان چهل تن بودند . اما عدهء كسانى كه خلعت گرفتند و از جمله من بيش از دويست و پنجاه نفر بودند . پس از اين كار ، زنانى آمدند و رقصيدن آغاز كردند . عده‌اى نيز به نواختن آلات طرب پرداختند . سپس بر روى فرش كلاهى كه به شكل كله‌قند بود و در بالاى آن چينها و منگوله‌هايى بود - و به كلاه زوبيارها « 1 » شباهت داشت - نهادند و در كنار كلاه ، يكى گوش به فرمان شاه ، ايستاد . همين‌كه شاه به يكى اشاره مىكرد آن مرد كلاه را نزد او مىبرد و وى برمىخاست و دستار از سر برمىداشت و كلاه دلقكى بر سر مىگذاشت ، كلاهى چنان نازيبا كه كافى بود آبروى مرد شريف بزرگوارى را بر باد دهد . اما او پس از اينكه كلاه بر سر مىنهاد پيش مىآمد و مىرقصيد - آنچنان‌كه مىدانست - تا اينكه شاه به نگهبان كلاه فرمان مىداد كه به مردى كه رقصيده بود يك طاقه چلوار « 2 » دهد . او پارچه را برمىداشت و بر دور سر رقصنده و ديگر مردان و زنان مىافكند . پس از اداى سخنانى در ستايش شاه آن را در برابر خنياگران پرتاب مىكرد . اين رقصيدنها و پرتاب كردن قماشها تا يك ساعت به غروب مانده ادامه داشت ؛ تا اين هنگام به حساب من بيش از سيصد طاقه شال ابريشمين و چلوار و مانند اينها ، و نيز بيش از پنجاه اسب به اين و آن اعطا شده بود . پس از آن كشتى گرفتن بدين‌گونه آغاز شد : دو مرد برهنه با نيم شلوارها و جورابهاى چرمى كه تا قوزك آنها مىرسيد در برابر شاه حضور يافتند ، و بناى

--> ( 1 ) . در متن Zubiari و در حاشيه : « زوبيار Zubiaur ناحيه‌ايست در سرزمين باسك Basque كه كلاههايى كه داراى منگوله‌هاى بزرگ است در آنجا معمول است . » ( 2 ) . در متن Camocato و در حاشيهء مترجم انگليسى اين توضيح نوشته شده است : « كاموكاتو پارچهء كاليكات Calicut اعلاست » . و لفظ كاليكو Calico كه امروز در انگليسى به معنى چلوار است از آن گرفته شده و اما كاليكات يا كاليكود Kolikod كه به هندوستانى كوليكودو Kolikodu گويند بندرى است در ناحيهء مالابار از ايالت مدرس واقع در جنوب غربى هند كه از آنجا ، از قرن هفدهم به بعد پارچه‌هاى چيت و چلوار به انگلستان صادر مىشده است و به همين سبب در انگليسى « چلوار » را كه آن نيز مأخوذ از چهل « يا رد » است ، به نام آن بندر كاليكو خوانده‌اند . [ همين لفظ در فارسى با تغييرهايى به پارچه صحافى « گاليكو » ، و تلفظ عاميانهء آن گالينكور ، گفته شده است . ] - م .